العلامة المجلسي

211

حياة القلوب ( فارسي )

أو را « بطل أزهر مفلح » مىگويند وبه هر جانب كه متوجه شود البتة ظفر مىيابد وأو در ميان أصحاب پيغمبر شما در آسمان مشهورتر است از آفتاب تابان « 1 » . وكلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون قريش در جاهليت كعبه را خراب كردند وخواستند بسازند ، نتوانستند ساخت پس در دل ايشان رعب افتاد كه شخصي از ايشان گفت : هر يك از شما بايد كه پاكيزه‌ترين مال خود را بياوريد ونياوريد مالي كه از قطع رحم يا حرام ديگر بهم رسانيده باشيد ، چون چنين كردند مانع برطرف شد ومتمكّن گرديدند از ساختن آن ، پس شروع كردند در بنا تا آنكه به موضع حجر الأسود رسيدند پس منازعه كردند كه كدام يك حجر را در جاى خود نصب كنند تا آنكه نزديك شد كه در ميان ايشان حرب قائم شود ، پس راضى شدند به حكم هركه أول از در مسجد الحرام درآيد ، پس أول كسى كه داخل مسجد شد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بود ، چون به نزد ايشان آمد وحقيقت حال خود را به معرض عرض رسانيدند آن حضرت امر كرد كه جامه‌اى را پهن كردند وحجر را خود برداشت ودر ميان جامه گذاشت وفرمود كه رؤساى قبايل طرفهاى جامه را گرفته بلند كردند ، پس حضرت حجر را برداشت ودر جاى خود گذاشت وحق تعالى أو را به اين كرامت مخصوص گردانيد « 2 » . وبه سندهاى معتبر ديگر روايت كرده است كه : قريش كعبه را خراب كردند به سبب آنكه سيل از اعلاى مكة آمد وكعبه را خراب كرد ودر آن وقت دزديدند از كعبه آهوى طلائى را كه پاهاى آن از جواهر بود به سبب آنكه ديوار كعبه كوتاه بود واين قضية پيش از مبعوث شدن آن حضرت بود به سى سال ، پس اراده كردند قريش كه كعبه را خراب كنند وتازه بنا نمايند وعرضش را زياد كنند پس ترسيدند از آنكه مبادا چون كلنگ بر كعبه زنند عقوبتي بر ايشان نازل گردد ، پس وليد بن مغيره گفت كه : بگذاريد من ابتدأ كنم به

--> ( 1 ) . كمال الدين وتمام النعمة 190 ؛ العدد القوية 144 . ( 2 ) . كافى 4 / 217 ؛ من لا يحضره الفقيه 2 / 247 . ونيز رجوع شود به اخبار مكة 1 / 159 .